تبليغاتX
شیمی


























شیمی

شیمی و زیبایی های آن

 

 

http://www.chemspider.com

| سه شنبه 20 دی1390 | 5:0 بعد از ظهر | مصیب رضائی| |

کافیست کد تنت را در کادر وارد کنید و آن را بصورت پی دی اف دانلود بزاشین.....

http://www.pat2pdf.org

 

| یکشنبه 18 دی1390 | 3:16 قبل از ظهر | مصیب رضائی| |

جدول تناوبی عنصرهای شیمیایی‏، نمایشی از عنصر های شیمیایی شناخته شده‌ است که بر اساس ساختار الکترونی مرتب گردیده‌ است به‌گونه‌ ای که بسیاری از ویژگی‌ های شیمیایی عنصرها به صورت منظم در طول جدول تغییر می‌کنند.

در حال حاضر با گسترش روز افزون علم شیمی، نیاز به دانستن ماهیت عناصر بسیار حس میشود. در این بین نرم افزار Element Ex بهترین برنامه در جهت جدول تناوبی و توضیحات و مشخصات دقیق عناصر است.که از ویژگی های بارز آن میتوان موارد زیر را نام برد.

 

ویژگی ها و قابلیت های کلیدی نرم افزار Element Ex 1.1:

- محیط گرافیکی بسیار زیبا

- دارای مشخصات کامل 110 عنصر شیمیایی (نسخه بعدی با تعداد عناصر بیشتر در راه است!)

- دارای جدول مشخصات کامل برای هر عنصر

- توضیحات کامل در مورد عنصر (بین 5 تا 30 صفحه!)

- بدون نیاز به نصب

- حجم مناسب

- و ...

http://sepehrm.com/

جدول تناوبی عناصر با نرم افزار Element Ex 1.1

| جمعه 16 دی1390 | 10:21 بعد از ظهر | مصیب رضائی| |


تاریخچه:

نخستین وسیله واقعی علمی را برای اندازه‌گیری درجه حرارت در سال 1592 گالیله اختراع كرد وی برای این منظور یك بطری شیشه‌ای گردن باریك انتخاب كرده بود. بطری با آب رنگین تا نیمه پر شده و وارونه در یك ظرف محتوی آب رنگینی قرار گرفته بود. با تغییر دما هوای محتوی بطری منبسط یا منقبض می‌شد و ستون آب در گردن بطری بالا یا پایین می‌رفت. وسیله گالیله مقیاسی واقعی برای سنجش دما نبود به طوری كه وسیله وی بیشتر جنبه دما نما داشت. تا جنبه دماسنج در سال 1631ری تغییراتی را در دمانگار گالیله پیشنهاد كرد. پیشنهاد وی همان بطری وارونه گالیله بود كه در آن فقط سرد و گرم شدن از روی انقباض و انبساط آب ثبت می‌شد.

تاریخچه:

نخستین وسیله واقعی علمی را برای اندازه‌گیری درجه حرارت در سال 1592 گالیله اختراع كرد وی برای این منظور یك بطری شیشه‌ای گردن باریك انتخاب كرده بود. بطری با آب رنگین تا نیمه پر شده و وارونه در یك ظرف محتوی آب رنگینی قرار گرفته بود. با تغییر دما هوای محتوی بطری منبسط یا منقبض می‌شد و ستون آب در گردن بطری بالا یا پایین می‌رفت. وسیله گالیله مقیاسی واقعی برای سنجش دما نبود به طوری كه وسیله وی بیشتر جنبه دما نما داشت. تا جنبه دماسنج در سال 1631ری تغییراتی را در دمانگار گالیله پیشنهاد كرد. پیشنهاد وی همان بطری وارونه گالیله بود كه در آن فقط سرد و گرم شدن از روی انقباض و انبساط آب ثبت می‌شد.

در سال 1635 دوك فردینالند توسكانی، كه به علوم علاقه‌مند بود دماسنجی ساخت كه در آن از الكل (كه در دمایی خیلی پایین‌تر از دمای آب یخ می‌بندد.) استفاده كرد. و سر لوله را چنان محكم بست كه الكل نتواند تبخیر شود.سرانجام در سال 1640 دانشمندان آكادمی لینچی در ایتالیا نمونه‌ای از دماسنج‌های جدیدی را ساختند كه در آن جیوه به كار برده و هوا را دست كم تا حدودی از قسمت بالای لوله بسته خارج كرده بودند. توجه به این نكته جالب است كه در حدود نیم قرن طول كشید تا دماسنج كاملاً تكامل یافت.

به دنبال كشف دماسنج گابریل دانیل فارنهایت دانشمند هلندی در قرن هفدهم نوعی دماسنج گازی و الكلی ساخت كه با دقت اندازه‌گیری بیشتری می‌تواند دمای هوا را اندازه‌گیری كند. او به سال 1714 میلادی دماسنج جیوه‌ای را طراحی و با ضریب دقت بالایی با شیوه‌ای خاص درجه‌بندی نمود. فارنهایت نتایج تحقیقات خود را در سال 1724 میلادی منتشر ساخت.

آندرس سیلیسیوس دانشمند سوئدی به سال 1723 دماسنج جیوه‌ای را به صد قسمت مساوی تقسیم‌بندی نمود. اندازه‌گیری دمای هوا به روش سانتیگراد، (سیلیسیوس) به نام پرافتخار ایشان ثبت شده است.

ژول دانشمند انگلیسی با اعتقاد به این كه گرما نوعی انرژی است آزمایش‌های فراوانی در این راستا به انجام رسانید. او با اندازه‌گیری اختلاف دمای آب در بالا و پایین یك آبشار صد و ده متری روی تبدیل انرژی پتانسیل آب به گرما بررسی‌های فراوانی به انجام رسانید. پس از انجام این بررسی‌ها او به این نتیجه رسید كه مقدار انرژی در جهان ثابت است فقط می‌تواند از صورتی به صورت دیگر تبدیل شود. پس اجسام می‌توانند در حالت تعادل گرمایی وجود داشته باشند. ژول در سال 1843 اظهار داشت كه هرگاه مقدار معینی از انرژی مكانیكی به نظر ناپدید آید، همراه آن مقدار معینی گرما ظاهر شده است و این دلالت بر پایستگی چیزی دارد كه امروزه آن را انرژی می‌نامیم. ژول می‌گوید كه او خشنود است از اینكه عوامل بزرگ طبیعت به فرمان خالق فناناپذیر هستند و اینكه هرگاه (انرژی) مكانیكی صرف شود هم ارز گرمایی دقیقی از آن به دست می‌آید.

این گفته را ژول با كار خود در آزمایشگاه به دست آورده بود او اساساً مرد عمل بود و وقتی اندك برای تفكرات فلسفی درباره‌ یافته‌های خود داشت. در حالی كه دیگران بر مبنای استدلالهای ذهنی به همان نتیجه رسیده بودند كه مقدار كل انرژی در جهان ثابت است.

اینك پس از سالها گذر از نظریات ارزشمند دانشمندان انسان توانسته است با بكارگیری روابط و قوانین انرژی گرمایی را بیشتر شناخته و در نیروگاههای تولید برق، كارخانه‌های فولاد سازی، نیروگاههای هسته‌ای، موتور هواپیمای غول پیكر و هزاران هزاران پدیده او را مهار ساخته و بكار گیرد.

تعریف دما سنج

میزان الحراره که سرما و گرما را نشان میدهد، این لفظ فرانسوی است و در فارسی مستعمل است لیکن هنوز جزء زبان نشده است(فرهنگ نظام). ماخوذ از ترموس بمعنی گرما و مترون بمعنی اندازه یونانی و آلتی است که از روی آن میزان گرما اندازه گیری میشود و معمولا از یک لوله شیشه ای که دو طرف آن بسته و در قسمت پایین آن مخزنی پر از جیوه یا الکل تعبیه شده است تشکیل می گردد برای مدرج ساختن آن ، ترمومترهای جیوه ای را در ظرف بخار آبی که در حال جوش است (کنار دریا) قرار میدهند، جیوه بر اساس خاصیت انبساط اجسام در مقابل حرارت در لوله بالا میرود ودر نقطه ای که توقف می کند آن نقطه را با عدد 100 علامت می گذارند. سپس مخزن جیوه را در خرده یخ در حال گداز می گذارند. جیوه از لوله پائین می آید و در نقطه ای متوقف می شود که آن را، نقطه صفر میزان الحراره فرض می کنند و در حقیقت نقطه انجماد آب یا نقطه ذوب یخ است . آنگاه میان این دو رقم را با اعداد علامت گذاری نموده که هر قسمت را یک درجه نامند. و اینگونه ترمومترها که بصد درجه تقسیم شده اند ترمومتر سانتی گراد می نامند. چه غیر از این درجه بندی انواع دیگری نیز وجود داردکه از آنجمله است ترمومتر رئومور و ترمومتر فارنهایت . ترمومتر رئومور - در این گرماسنج نقطه یخ یا صفر درجه سانتی گراد برابر است ولی نقطه غلیان آب در این گرماسنج 80 درجه است چه دانشمند فرانسوی در گرماسنج خود بین نقطه انجماد آب یا ذوب یخ و نقطه غلیان آب را 80 درجه تقسیم کرده و بالنتیجه 80 درجه ترمومتر رئومور برابر با صد درجه ترمتر سانتیگرادمیباشد.

محدوده کاری دما سنج

باید توجه داشت که با ترمومترهای جیوه ای نمی توان سرماهای کمتراز 35 درجه زیر صفر را اندازه گیری کرد زیرا جیوه در 39 - درجه سانتی گراد منجمد میشود. از این روی برای اندازه گیری سرماهای شدید از ترمومترهای الکلی استفاده می کنند زیرا الکل در 120 درجه سانتی گراد مایع است و بالعکس در 78 درجه سانتی گراد بجوش می آید از این روی ترمومتر ماگزیما و منیما را بطور مرکب بکار می برند که از الکل و جیوه تشکیل می یابد این نوع میزان الحراره می تواند حداکثر درجه حرارت و حداقل آنرا در مدت معینی مثلا یک شبانه روز تعیین کند و از یک میزان الحراره الکلی دراز تشکیل شده است و برای اینکه جای زیاد نگیرد ساقه آنرا دو مرتبه خم کرده اند و در قسمت خمیده آن که بشکل «ایو»ی فرانسه می باشد جیوه ریخته شده و بدین ترتیب الکل به دو قسمت تقسیم می شود: یک قسمت در طرف راست لوله باقی می ماند که بالای آن حباب خالی از هواست کمی الکل در آن بخار می شود و طرف چپ آن منتهی به مخزن الکل است . در بالای دو طرف جیوه دوسوزن فولادی موسوم به نشانه قرا دارد.

طرز عمل

طرز عمل - وقتی هوا گرم میشود الکل مخزن وسطی منبسط می گردد و جیوه را در شاخه چپ بطرف پائین میراند و در نتیجه جیوه در شاخه دومی بالا می رود و نشانه راهمراه می برد. وقتی هوا سرد میشود الکل منقبض می شود و بجای خود برمی گردد. ولی نشانه طرف راست بکنار لوله می چسبد و پائین نمی آید. در صورتی که جیوه در طرف چپ ، نشانه را بالا می برد و اگر دو مرتبه هوا گرم شود این نشانه به کنار لوله می چسبد و این عمل در مدت معینی چندین بار ممکن است تکرار شود. هنگام بازدید ترمومتر نشانه طرف راست حداکثر درجه حرارت و نشانه طرف چپ حداقل آن را نشان میدهد در صورتی که سطح جیوه در این موقع در هر شاخه را که بگیریم درجه حرارت همان زمان را تعیین میکند. مثلا در حداعلای درجه حرارت 5/21 + و حداقل آن 5/10 - و درجه حرارت موقع بازدید 12 درجه است و برای باز گرداندن نشانه های آهنی تا سطح جیوه از یک آهن ربای نعلی شکل استفاده میشود.

انواع دما سنج

ترمومتر پزشکی

ترمومتر پزشکی ، این گرماسنج جهت اندازه گرفتن حرارت بدن بکار می رود و چون حد متوسط حرارت بدن انسان 37 درجه سانتی گراد (5/98 درجه فارنهایت ) است در ترمومترهای پزشکی بر اساس سانتیگراد بین 33 تا 42 در میشود .و برای اینکه بمجرد جدا شدن ترمومتر از بدن انسان (زیر زبان - زیر بغل داخل مقعد...) و برخورد با حرارت یا برودت محیط، جیوه داخل ترمومتر تغییر مکان پیدا نکند، خمیدگی مخصوصی در انتهای لوله ترمومتر نزدیک مخزن جیوه قرار میدهند و هر بار که بخواهند آنرا بکار برند چندین بار ترمومتر را بطرف مخزن تکان شدید میدهند تا جیوه داخل لوله از خمیدگی بگذرد و کاملا وارد مخزن گردد.

پیرومتر یا ترموالکتریک

ترمومتر دیگری در صنایع بکار میرود بنام : پیرومتر یا ترموالکتریک - اساس این ترمومتر بر این خاصیت است که اگر فصل مشترک دو سیم فلزی مختلف را حرارت دهیم جریان برق در آنها برقرار میشود و بوسیله یک «میلی آمپرمتر» دقیق میتوان ثابت کرد که هرچه درجه حرارت زیادتر شود شدت جریان حاصل نیز بیشتر خواهد شد و با اندازه گرفتن شدت جریان درجه حرارت را معلوم میسازند. باید دانست که اختراع ترمومتر را به بسیاری از دانشمندان نسبت میدهند ولی حقیقت آن است که گالیله دانشمند ایتالیایی پیش از سال 1597 م . این ابزار را اختراع کرده و سپس تکامل یافته است . (از لاروس قرن بیستم و کتاب فیزیک تالیف رهنما). و رجوع به گرماسنج و میزان الحراره شود.

دما سنج گازی

جنس ، ساختمان ، و ابعاد دماسنج در ادارات و موسسات مختلف سراسر دنیا که این دستگاه را به کار می‌برند. تفاوت دارد و به طبیعت گاز و گستره دمایی که دماسنج برای آن در نظر گرفته شده است، بستگی دارد. این دماسنج شامل حبابی از جنس شیشه ، چینی ، کوارتز ، پلاتین یا پلاتین ـ ایریدیم ( بسته به گستره دمایی که دماسنج در آن به کار می‌رود ) ، که به وسیله یک لوله موئین به فشارسنج جیوه‌ای متصل است، می باشد. این دماسنج براساس دو قانون ذکر شده در مورد گاز کامل کار می‌کند.

قوانین گازها

همان وقت که اسحاق نیوتن در کمبریج درباره نور و جاذبه می‌اندیشید، یک نفر انگلیسی دیگر به نام رابرت بویل ، در آکسفورد سرگرم مطالعه در باب خواص مکانیکی و تراکم پذیری هوا و سایر گازها بود. بویل که خبر اختراع گلوله سربی اوتوفون گریکه را شنیده بود، طرح خویش را تکمیل کرد، و دست به کار آزمایشهایی برای اندازه ‌گیری حجم هوا در فشار کم و زیاد شد.

نتیجه کارهای وی چیزی است که اکنون به قانون بویل ماریوت معروف است، و بیان می‌کند که حجم مقدار معینی از هر گاز در دمای معین با فشاری که بر آن گاز وارد می‌شود، بطور معکوس ، متناسب است با فشاری که بر آن گاز وارد می‌شود.

حدود یک قرن بعد ، ژوزف گیلوساک فرانسوی ، در ضمن مطالعه انبساط گازها ، قانون مهم دیگری پیدا کرد که بیان آن این است: فشار هر گاز محتوی در حجم معین به ازای هر یک درجه سانتیگراد افزایش دما ، به اندازه 273/1 حجم اولیه‌اش افزایش می‌یابد. همین قانون را یک فرانسوی دیگر به نام ژاک شارل ، دو سال پیش از آن کشف کرده بود. و از این رو اغلب آن را قانون شارل گیلوساک می‌نامند. این دو قانون مبنای ساخت دماسنجهای گازی قرار گرفت.

دماسنج مایعی

این نوع دماسنج یکی از رایج ترین انواع دماسنجهای مورد استفاد درصنعت و غیره می باشد. عمدتا این نوع دماسنج را بعنوان دماسنجهای جیوه ای یا الکلی می شناسیم. ساختمان این نوع دماسنجها از یک مخزن مایع و یک لوله مویین تشکیل شده که مایع درون مخزن در اثر انبساط از لوله مویین بالا رفته و دمای متناسب را نشان میدهد.

دماسنج جیوه ای را می توان برای اندازگیری دما از 37.8- تا315 سانتی گراد استفاده نمود. اما اگرفضای بالای سطح جیوه را از گاز ازت پر نمایند ، می توان تا دمای 538 درجه از آن استفاده نمود.

دماسنج انبساط سیال

این نوع دماسنج یکی از باصرفه ترین ، رایج ترین و تطبیق پذیر ترین وسایل اندازگیری دما در صنعت می باشد.اساس کار این دماسنج در شکل مقابل نشان داده شده است.همانگونه که ملاحظه می شود با افزایش دما فشار درون حباب که می تواند محتوی مایع ، گاز یا بخار باشد ، بالا رفته و توسط فشار سنج اندازه گیری می شود. طول لوله مویین می تواند تا 60 متر باشد ؛ اما این مقدار بر دقت اندازه گیری دما تاثیر گذار خواهد بود.بهترین حالت زمانی است که از لوله مویین کوتاه که به یک ترانس دیوسر فشار الکتریکی متصل شده استفاده گردد.

دماسنج الکتریکی

این نوع دماسنجها اصولا کاربردهای فراوانی در صنعت داشته و قادرند از دماهای پایین تا دماهای بسیار بالا را اندازه گیری نمایند.که عمدتا بصورت مقاومتی و ترموکوپل هستند.

- دماسنج با مقاومت الکتریکی:

دماسنج مقاومتی به صورت یک سیم بلند و ظریف است، معمولا آن را به دور یک قاب نازک می‌پیچند تا از فشار ناشی از تغییر طول سیم که در اثر انقباض آن در موقع سرد شدن پیش می‌آید، جلوگیری کند. در شرایط ویژه می‌توان سیم را به دور جسمی که منظور اندازه گیری دمای آن است پیچید یا در داخل آن قرار داد. در گستره دمای خیلی پایین ، ( دماسنجهای مقاومتی معمولا از مقاومتهای کوچک رادیویی باترکیب کربن یا بلور ژرمانیوم که ناخالصی آن آرسنیک است و جسم حاصل در درون یک کپسول مسدود شده پر از هلیوم قرار دارد، تشکیل می‌شوند. این دماسنج را می‌توان بر روی سطح جسمی که منظور اندازه گیری دمای آن است سوار کرد یا در حفرهای که برای این منظور ایجاد شده است، قرار داد. دماسنج مقاومتی پلاتین را می‌توان برای کارهای خیلی دقیق در گستره 253 تا 1200 درجه سانتیگراد به کار برد.

ترمیستور

ترمیستور یک وسیله نیمه رساناست که برخلاف فلزات ، دارای ضریب دمای مقاومت منفی است . بعلاوه مقاومت آن بصورت نمایی با دما تغییر می کند. ترمیستور یک وسطله بسیار حساس است و انتظار می رود که با درجه بندی مناسب ، دارای عملکرد ثابتی تا 0.01 سانتی گراد باشد.یکی از ویژگی های جالب آن اینستکه می توان از آن بعنوان جبران کننده دمای مدار های الکتریکی استفاده نمود.

دماسنج کریستال کوارتز

یک روش جدید و بسیار دقیق اندازه گیری دما بر مبنای حساسیت فرکانس تشدید کریستال کوارتز به تغییر دما استوار است .وقتی از زاویه برش مناسب برای کریستال استفاد شود، یک تطابق کاملا خطی میان فرکانس و دما برقرار میگردد. مدلهای تجاری این وسیله از شمارنده های الکترونیکی و دستگاه قرائت رقم نما برای اندازه گیری فرکانس استفاده می کنند.گستره دمایی کار کرد این دستگاه از منفی 40 درجه تا 230 درجه سانتیگراد ادعا شده است.

دمانگاری کریستال مایع

کریستالهای مایع خمیری ، که از استرهای کلسترول ساخته شده اند پاسخ جالبی به دما از خود نشان می دهند . در یک گستره تکرار پذیر دما ، کریستال مایع همه رنگهای طیف رنگی را از خود آشکار می سازد.این پدیده بازگشت پذیر و تکرار پذیر است . با تغییر دادن فرمول مورد نظر می توان از کریستالهای مایع از کمتر از صفر درجه تا چند صد درجه سانتی گراد استفاده نمود.

ترموکوپل

ترموکوپل وسیله دیگری است که برای اندازه‌ گیری دما مورد استفاده قرار می‌گیرد. در این نوع دماسنج از خاصیت انبساط و انقباض اجسام جامد استفاده می‌گردد. گستره یک ترموکوپل بستگی به موادی دارد که ترموکوپل. از ان ساخته شده است گستره یک ترموکوپل پلاتنیوم ـ ایرودیوم که 10 درصد پلاتینیوم دارد از صفر تا 1600 درجه است است. مزیت ترموکوپل در این است که بخاطر جرم کوچک ، خیلی سریع با سیستمی که اندازه‌ گیری دمای آن مورد نظر است، به حال تعادل گرمایی در می‌آید. لذا تغییرات دما به آسانی بر آن اثر می‌کند، ولی دقت دماسنج مقاومتی پلاتین را ندارد.

انواع دماسنج های مورد استفاده در هواشناسی

-دماسنج معمولی استاندارد(Thermometer)

این دماسنج یك لوله بسیار باریك شیشه ای مسدود است كه در انتهای آن محفظه ای تعبیه و از جیوه یا الكل پر شده است. در داخل لوله دماسنج خلاء كامل وجود دارد. گرم و سرد شدن مخزن باعث گرم و سردشدن مایع درون مخزن شده و متعاقب آن باعث بالا و پایین رفتن مایع در داخل مخزن شیشه ای می شود، با مشاهده سطح مایع در داخل لوله دماسنج و قرائت عددی كه روی بدنه شیشه نوشته شده است دمای هوا در آن لحظه مشخص می شود.

-دماسنج حداكثر (Maximum Thermometer)

اغلب نیاز است علاوه بر دمای معمولی هوا حداكثر دمایی كه در طول یك دوره معین مثلاً یك شبانه روز اتفاق افتاده است نیز اندازه گیری و تثبیت شود به این منظور از دماسنج حداكثر استفاده می كنند. این نوع دماسنج با یك تفاوت جزیی تقریبا مشابه دماسنج های معمولی است به این صورت كه لوله مویین آن در محلی كه به مخزن منتهی می شود بسیار باریك شده است. هنگامی كه دما زیاد می شود جیوه داخل مخزن منبسط شده و نیروی حاصل می تواند باعث راندن جیوه از داخل مجرای باریك بالای مخزن به قسمت بالای لوله گردد به این ترتیب ارتفاع جیوه در داخل مخزن بالا می رود و با كاهش دما مایع داخل مخزن منقبض می شود ولی باریك بودن لوله از برگشت مایع به داخل مخزن جلوگیری می كند و سطح مایع در داخل لوله در محلی كه بالاترین دمای قبلی اتفاق افتاده است باقی می ماند بنابراین سطح فوقانی جیوه نشان دهنده حداكثر دمای اتفاق افتاده است.

-دماسنج حداقل (Minimum Thermometer)

دماسنج های حداقل برای تثبیت پایین ترین دمای اتفاق افتاده در یك دوره معین به كار می رود دماسنج های حداقل مشابه دماسنج های معمولی است با این تفاوت كه مایع داخل مخزن این نوع دماسنج به جای جیوه از مایعات رقیق تر مانند الكل استفاده می شود. به علاوه در داخل لوله مویین یك سوزن شیشه ای كه دو سر آن گرد می باشد رها گردیده كه به عنوان شاخص از آن استفاده می شود، وقتی دمای هوا كاهش می یابد با انقباض مایع سطح بالای الكل در داخل لوله مویین با اعمال نیروی كشش سطحی شاخص سوزنی را نیز به طرف پایین مخزن حركت می دهد با افزایش دما مجدداً الكل در داخل لوله مویین از اطراف سوزن عبور كرده و به طرف بالا صعود می كند اما سوزن در پایین ترین محلی كه قبلا در اثر كشش سطحی پایین آمده بود باقی می ماند. بنابراین قسمت بالایی شاخص شیشه ای پایین ترین دمایی را كه اتفاق افتاده است نشان می دهد در حالی كه انتهای سطح الكل در بالای لوله دمای لحظه ای هوا را نشان میدهد.

-دماسنج حداقل حداكثر(Max- Thermometer)

این دماسنج تركیبی از دو دماسنج حداقل و حداكثر می باشد، این دماسنج از یك لوله شیشه ای U شكل ساخته شده است كه دو انتهای آن مسدود می باشد. قسمت پایینی لوله U شكل با جیوه پر شده است. علاوه بر جیوه قسمت بالایی لوله قسمت چپ به طور كامل از الكل پر شده است اما نصف حجم لوله سمت راست كه انتهای آن به صورت یك مخزن گشاد شده می باشد از الكل پر شده است و نصف دیگر آن از یك نوع گاز پر شده است. در بالاترین سطح جیوه و در داخل الكل در هر دو ستون شاخص های شیشه ای رنگی كه یك سوزن در وسط آن تعبیه شده است وجود دارد در اثر گرم و سرد شدن و متعاقب آن انبساط و انقباض سطح جیوه بالا و پایین می رود. بالاترین حدی كه جیوه در شاخه سمت چپ بالا رفته است دمای حداقل و بالاترین حدی كه جیوه در شاخه سمت راست بالا رفته دمای حداكثر را نشان می دهد.

-دمانگار (Thermograph)

دمانگار یك وسیله كاملاً مكانیكی است و با استفاده از یك عنصر فلزی كه انحنای آن با دما تغییر می كند ساخته شده است یك طرف عنصر فلزی حساس به تغییرات دما كه دارای انحنا می باشد به بازوی اهرم طویل و متحركی بسته شده است كه این بازو ممكن است مستقیماً دما را از روی یك مقیاس ساده درجه بندی شده نشان دهد و یا اینكه انتهای بازو به یك قلم ثبات متصل گردد. با تغییر دمای هوا انحنای فلز تغییر می كند و این امر با توجه به نحوه تغییرات دما باعث انحراف قلم در انتهای بازوی مكانیكی به طرف بالا و پایین در روی كاغذ گراف می گردد و دماها ثبت می شوند

آذرسنج (Optical Pyrometer)

این نوع دماسنج که به آن دماسنج غیر تماسی هم گفته می شود ، بر پایه رنگ نور انتشار یافته از جسم بوده که در نهایت دمای جسم مورد نظر را براساس را اندازه گیری میکنیم این حقیقت که تمامی اجسام سیاه یک اندازه دمایی نور نشان خواهند داد ، نتیجه میگیریم که دامنه کاربردی این نوع دماسنج در دماهای بالای سرخ بوده و برای آهن تقریبا بالای 500 درجه سانتی گراد می باشد.

طرز کار:

نور ایجاد شده توسط جسم از درون یک سیستم اپتیکال (با بزرگ نمایی معین) که در درون آن یک لامپ گداخته کوچک فرار داده شده ، گذرانده می شود . (بدین ترتیب اگر کسی از درون چشمی بدرون این سیستم نگاه می کند ، نوری بسیار باریکی را ملاحظه خواهد کرد.) در برخورد این نور با فیلمان لامپ ، جریانی را از فیلمان عبور خواهد داد که تعیین کننده میزان دمای جسم است. این جریان توسط پتانسیومتری که بین منبع تغذیه (یک باطری) و لامپ قرار داده شده کنترل میگردد. برای نمایش دما از یک آم متر (ammeter ) استفاده میگردد. دامنه آم متر از 900F برای دمای 500 درجه سانتی گراد تا3000F برای دمای 1600 درجه سانتی گراد متغییر است.

آذرسنج ثبتگر و کنترلگر

در اغلب تأسیسات صنعتی، تنها نشان دادن دما توسط دستگاه کافی نیست و باید با قراردادن یک قلم متحرک به جای عقربه پتانسیل سنج دما را ثبت کرد. این دستگاه آذرسنج ثبتگر نام دارد. همچنین با استفاده از مدارهای الکتریکی در دستگاه میتوان جریان گاز به مشعلها یا جریان برق به عنصرهای گرمایی را کنترل و دمای کوره را در مقدار مورد نظر ثبت کرد. این دستگاه آذرسنج کنترل گرنام دارد. امکان طراحی وسیله ای برای ثبت و کنترل دما متشکل از یک یا چند ترموکوپل نیز هست.

آذرسنج تابشی

اصول کارکرد آذرسنج تابشی بر پایه یک منبع تابشی استاندارد به نام جسم سیاه یا تابشگر کامل قرار دارد. تابشگر کامل، جسمی فرضی است که کلیه پرتوهای تابیده به خود را جذب می کند. در دمایی یکسان، چنین جسمی سریعتر از هر جسم دیگر از خود انرژی می تابد. آذرسنج های تابشی، عموماً برای نشان دادن دمای تابشگر کامل یا دمای حقیقی درجه بندی می شوند. قانون استفان-بولتزمن که مبنای مقیاس دمای آذرسنج های تابشی است، نشان می دهد که آهنگ تابش انرژی از یک تابشگر کامل متناسب با توان چهارم دمای مطلق آن است:

که در اینجا:

آهنگ تابش انرژی = W

ثابت تناسب =K

دمای مطلق تابشگر کامل= T

آذر سنج نوری

ابزار تشریح شده در قسمت قبل که به تمام طول موجهای تابش پاسخ می دهد آذر سنج تابشی نام دارد. با اینکه اصول کارکرد آذر سنج نوری با اذر سنج تابشی یکسان است اما آذر سنج نوری با طول موج منفرد یا نوار باریکی از طول موج طیف مرئی کار میکند. آذر سنج نوری، دما را از طریق مقایسه درخشندگی نور گسیل شده توسط منبع، با نور گسیل شده از یک منبع استاندارد، اندازه می گیرد. برای سهولت مقایسه رنگها، یک فیلتر قرمز که تنها طول موج پرتو قرمز را عبور میدهد به کار می رود.

متداول ترین نوع آذرسنج نوری که در صنعت به کار می رود، نوع رشته پنهان شونده است. این آذرسنج شامل دو قسمت، یک تلسکوپ و یک جعبه کنترل است. تلسکوپ شامل یک فیلتر شیشه ای قرمز که جلوی چشمی نصب شده و یک لامپ با رشته درجه بندی شده است که عدسی های شیء تصویر از جسم مورد آزمایش را بر آن متمرکز می کند. این دستگاه دارای یک کلید برای بستن مدار الکتریکی لامپ و یک پرده جاذب برای تغییر گستره اندازه گیری دما توسط آذرسنج است.

گستره کاری آذرسنج نوری مورد بحث، از˚760 تا C˚1315 است. حد بالایی دما تا اندازه ای بستگی به خطر خراب شدن رشته و میزان خیره کنندگی ناشی از درخشش در دماهای بالاتر دارد. گستره دما ممکن است با به کارگیری پرده جاذب بین عدسی شیء و شبکه رشته به حد بالاتری افزایش یابد و به این وسیله سازگاری درخشش در دماهای پایینتر رشته ممکن می شود.بدین ترتیب با استفاده از دماهای پایینتر رشته، میتوان آذرسنج را برای دماهای بالاتر درجه بندی کرد. با به کارگیری پرده های جاذب مختلف، حد بالایی آذرسنج نوری را میتوان تا C˚5500 (C˚10000) یا بیشتر افزایش داد.

برخی مزایای آذرسنجهای نوری و تابشی عبارتند از:

1. اندازه گیری دماهای بالا؛

2. اندازه گیری دمای اجسام دور از دسترس؛

3. اندازه گیری دمای اجسام کوچک یا متحرک؛

4. هیچ یک از قسمتهای دستگاه در معرض آثار مخرب گرما نیست.

محدودیتهای آنها عبارتند از:

چون سازگاری نورسنجی بستگی به قضاوت فردی دارد، خطاهایی روی می دهد؛

به خاطر وجود دود یا گاز بین ناظر و منبع اشتباهاتی پدید می آید؛

بسته به میزان انحراف از شرایط تابشگر کامل خطا ایجاد می شود.

 

http://chemisteng.mihanblog.com

| جمعه 16 دی1390 | 9:51 قبل از ظهر | مصیب رضائی| |

آب كلم قرمز شامل يك شناساگر PH طبيعي است كه در محيط قليايي از رنگ ارغواني به رنگ سبز تغيير رنگ مي دهد.شما مي توانيد از اين واكنش براي تهيه تخم مرغ سرخ شده سبز رنگ استفاده كنيد.

تخم مرغ سبز رنگ میل کنید!

مواد مورد نياز براي تهيه تخم مرغ سبز رنگ:

1-تخم مرغ

2-آب كلم قرمز

تهيه شناساگر PH از كلم قرمز:

راه هاي مختلفي وجود دارد كه شما مي توانيد آب كلم قرمز را براي استفاده به عنوان شناساگر PH تهيه كنيد.

در اين جا شما روشي را كه من انجام داده ام مشاهده مي كنيد:

1.حدود نيم فنجان از كلم قرمز به صورت قطعات خورد شده تهيه كنيد.

2.توسط مايكروويو كلم را حرارت دهيد تا نرم شود.اين كار حدودا 4 دقيقه طول مي كشد.

3.اجازه دهيد تا كلم سرد شود.شما شايد بخواهيد كلم را داخل يخچال بگذاريد تا سريعتر سرد شود.

4.كلم را در يك فيلتر چاي يا كاغذ آبگيري بپيچيد و آب كلم را با فشردن خارج كنيد.آب خارج شده را در يك فنجان جمع آوري كنيد.

5.شما مي توانيد آب كلم باقيمانده را براي آزمايش هاي بعدي در يخچال نگهداري كنيد يا آن را فريز (منجمد)كنيد.

تهيه تخم مرغ سرخ كرده سبز رنگ:

1.درون يك ماهيتابه روغن بريزيد سپس ماهيتابه را روي شعله متوسط حرارت دهيد.

2.يك تخم مرغ را بشكنيد و سفيده آن را از زرده تخم مرغ جدا كنيد.

3.در يك كاسه كوچك سفيده تخم مرغ را با يك مقدار كم از آب كلم قرمز مخلوط كنيد.آيا تغييرات رنگ را مشاهده كرديد؟

اگر شما سفيده تخم مرغ و آب كلم قرمز را به طور كامل مخلوط كرده باشيد رنگ سفيده تخم مرغ سرخ شده به طور يكنواخت به رنگ سبز در خواهد آمد.

اما اگر شما فقط به صورت تكه تكه مواد را مخلوط كنيد و مواد كامل با هم مخلوط نشوند محصول كار شما تخم مرغ سبز رنگي با لكه هاي سفيد خواهد بود.

آيا جالب نيست؟

4.سفيده تخم مرغ مخلوط شده را به ماهيتابه داغ اضافه كنيد.زرده تخم مرغ را در وسط سفيده تخم مرغ بگذاريد.سرخ كنيد و آن را همانند ساير تخم مرغ ها ميل كنيد.

دليل علمي اين تغيير رنگ چيست؟

رنگدانه هايي كه در كلم قرمز وجود دارند آنتوسيانين ها ناميده مي شوند.آنتوسيانين ها در پاسخ به تغييرات اسيديته يا PH تغيير رنگ مي دهند.

آب كلم قرمز در شرايط اسيدي به رنگ ارغواني-قرمز است اما تحت شرايط بازي به رنگ آبي-سبز در مي آيند.سفيده هاي تخم مرغ قليايي هستند((PH=9.بنابراين وقتي شما آب كلم قرمز را به سفيده تخم مرغ اضافه مي كنيد رنگدانه ها تغيير رنگ مي دهند.

هنگامي كه تخم مرغ در حال سرخ شدن است PH تغيير نمي كند بنابر اين رنگ سبز پايدار مي ماند.

همچنين اين تخم مرغ سبز رنگ خوراكي است.بنابراين شما ميتوانيد اين تخم مرغ را ميل كنيد.

مترجم:عليرضا نوروزي

http://chemistrybahonar.blogfa.com/

| جمعه 16 دی1390 | 9:49 قبل از ظهر | مصیب رضائی| |

 

رنگ و نور همواره در قالب بخش هایی اساسی از حیات ما بر روی کره ی خاکی مطرح بوده اند.یکی از نخستین آثار ثبت شده از نیروهای جادویی رنگ ها را می توان در غرهای لاسکاکس و آلتی مارا مشاهده کرد. در این نمادها نقاشی هایی تزیینی از انواع حیوانات، زینت بخش دیوارهای داخلی شده است. نقاشان این تصاویر، نقاشی های خود را با دست ترسیم نموده و با استفاده از ساده ترین رنگ های طبیعی که در کف غارها در دسترس بود، همچون سنگ آهن قرمز و زرد، منگنز و گل سیاه، تنوع قابل ملاحظه ای از رنگ ها را در هنر خود به کار گرفته اند.

بر دیواره ی غارهای لاسکاکس و آلتی مارا ، رگه های درخشانی از بلور های کربنات آهک ، رنگ سفیدی را برای نقاشان پیش از تاریخ فراهم آورده بود که می توانستند به کمک آن سایه های محو و عمق میدان های جالب توجهی خلق کنند.
انسان ما قبل تاریخ با مشاهده دگرگونی رنگ های طبیعت، خیلی زود به اهمیت رنگ ها پی برد، در چرخه ی شبانه روز، به هنگام غروب خورشید، افق قرمز رنگ، پایان فعالیت روزانه را نشان می داد و نیاز برای فرو رفتن در امنیت غارها را به منظور دور بودن از خطرات تاریکی – شب سیاه اعلام می کرد. قرمز و سیاه (مشکی!!) نیز همواره به عنوان رنگ های نمادین حیات و مرگ به شمار می آمدند و نخستین بار انسان های غار نشین از این دو رنگ برای تزیین گور مردگان خود استفاده می کردند و بعد ها اخلافشان آن ها را جهت آراستن آثار هنری خویش به کار بردند.

با پیشرفت انسان، کشیدن تصاویر در دوران غارنشینی و تزیین دیوارها، در میان جوامع قبیله ای جایش را به خود آرایی بر سطح بدن داد. در ابتدا، برای این کار از انواع اشیاء طبیعی مانند برگ، پر، صدف و رنگ استفاده می کردند. در هر قبیله و اجتماعی تمامی اعضاء سطح بدنشان را مطابق با طرح به خصوصی رنگ آمیزی می کردند تا موقعیت خاص خود را در جامعه پیرامونشان نشان دهند.
این گونه رنگ آمیزی ها را معمولاً در زمان های مهمی از حیات فرد یعنی به هنگام آغاز دوره ی جدیدی از زندگی او (تولد، بلوغ، ازدواج، مرگ) انجام می دادند. رنگ بدن و شیوه ی خود آرایی، نشان گر هویت و تعلق هر فرد به جامعه ای خاص بود و در عین حال موقعیت او را در میان سایر اعضا تعیین می کرد و مبین نقش اجتماعی وی بود. رنگ ها و طریقه های مختلف رنگ آمیزی، به افراد یک قبیله به خصوص یا قبایل دیگر، امکان می داد تا اشخاص را از یکدیگر تمیز دهند و در نتیجه به مثابه مدل های خاص لباس (درست مانند لباس های متحد الشکل افراد پلیس، کارمندان، پرستاران، پزشکان و در برخی از مدرسه ها و دانشکده ها و کالج ها) عمل می کردند.

امروزه، رنگ آمیزی بدن به اشکال مختلفی صورت می گیرد. افراد از انواع رنگ های آرایشی (معمولاً برای صورت) استفاده می کنند. خانم ها به منظور ایجاد تغییر در قیافه ی خود، با پر رنگ تر کردن رنگ های طبیعی صورت، چهره شان را می آرایند و بازیگران به منظور ایجاد مؤثرترین و بهترین تاثیر گذاری حین اجرای نقش، از رنگ های قوی ترین نورها بهره می گیرند.
مصریان باستان از ترکیبی آبی رنگ (که به احتمال زیاد حاصل آزمایش هایی بوده که برای ساخت شیشه انجام میدادند) به عنوان نمادی از حقیقت و کمال استفاده می کردند.

این ویژگی های رنگ آبی، خصوصیت نمادینی بود که بعدها در تمثال مریم عذرا نیز ظهور کرد.
در هندوستان عروسک های هندو به مدت ۶ روز قبل از مراسم ازدواج،‌ لباس کهنه زرد رنگی بر تن می کنند تا ارواح پلید را از خود برانند. در مراسم ازدواج نیز عروسک و کاهنی که عقد را جاری می سازد، هر دو لباس هایی به رنگ زرد می پوشند، در حالی که در چین دختری که قرار است ازدواج کند لباسی قرمز رنگ در بر می کند، چرا که قرمز برای چینی ها نماد زندگی تازه و آینده ای خوب و شاد است. سفید برای پاراتنون های یونانی (به معنای «باکرگی» و پیکره آتنا اصلی ترین رنگ به شمار می رفته، و هنوز هم رنگی است که اکثر عروس های غربی بر تن می کنند (همارد و دوروتی، ۱۳۷۸). ارغوانی، مقدس ترین رنگ نزد یونانیان و رومیان بوده است. این رنگ را از نوعی صدف حلزونی تهیه و برای آراستن خدایان و امپراطوران ذخیره می کردند.
چینی ها از دیر باز نقاشانی ورزیده و کار آموز بودند. چنین ثبت شده است که امپراطوری از سلسله ی «هان» در ۸۰ سال قبل از میلاد مسیح مجموعا ای از نقاشی هایی را که گفته می شود از زیبایی رنگین و با عظمتی برخوردار بودند، در انبارهایی نگهداری می کردند که امروزه به آنها موزه می گویند.
در عصر تانک، در سال های ۱۶۱۸-۱۹۰۷ پس از میلاد مسیح نقاشی های دیواری و لوحه های نقاشی که با قدرت رنگ آمیزی شده بودند، ترسیم گردیده است. همان زمان سرامیک های جدیدی با رنگ های زرد، قرمز، سبز و آبی ساخته شده و در سلسله ی «سونگ» ذوق و سلیقه ی افراد در زمینه ی یرنگ به نحوی خارق العاده پرورده شد، رنگ های تصویری تنوع بیشتری یافت و جنبه ی واقع گرائی آن نیز افزایش یافت. سرامیک ها با لعاب های فراوان جدیدی به رنگ هایی نظیر سبز بیدی و مهتابی که از بی مانندی برخوردار بودند، آراسته شدند.

منبع :معمار

| پنجشنبه 10 شهریور1390 | 2:28 قبل از ظهر | مصیب رضائی| |

shmisanati.blogfa.com

تاثیر رنگ در زندگی انسان به قدری است که حتی تصور زندگی بدون رنگ ناممکن است . رنگ پدیده و موهبت شگفت انگیز و شکوهمند هستی است و به زندگی انسان احساس و اشتیاق می بخشد .

رنگ به فرم کمال می بخشد و به آن جان می دهد. فیزیکدانی بنام یونگ – رنگ های موجود در نور را با ترکیب کرد و به نور سفید رسید . یونگ پی برد با ترکیب سه رنگ : آبی – قرمز – سبز نیز می توان به رنگ سفید رسید.

۱-ماهیت رنگ :
هررنگ محصول بازتاب محدوده ای از طیف نور سفید به چشم ماست.
بطور مثال : همه رنگهای طیف نور سفید پس از تابیدن به گل سرخ جذب می شوند بجز رنگ قرمز که به سوی چشم ما منعکس می شود.

۲- شاید بارها از اندیشیدن به تنوع بیکران رنگها در طبیعت شگفت زده شده باشید. اما بیشتر شگفت زده خواهید شد اگر بدانید منشا این همه رنگ تنها سه رنگ هستند.سعی می کنیم در تئوری زیر به سادگی هر چه بیشتر این مسئله را برای شما حل کنیم . این تئوری علاوه براینکه راز و رمز رنگها را برای شما خواهد گشود. به شما کمک خواهد کرد که برای خلق آثارتان راحت تر رنگ مورد نظرتان را بیابید.

سه رنگ اصلی :

ترکیب رنگهای اصلی :

( زرد + قرمز = نارنجی ) ( زرد + آبی = سبز) ( آبی + قرمز = بنفش)

سه رنگ ثانویه:

۳ – این شش رنگ را همراه با درجات مابین آن رنگهای ناب یا زنده می نامیم.

۴ – تنهاراه بدست آوردن محصول جدید از این مجموعه ترکیب رنگهایی است که در این طیف با هم برخوردی ندارند.این سه ترکیب را رنگهای مکمل می نامند که شامل سه مورد زیر خواهد بود.

نکته: قبل ترکیب این سه رنگ باید بدانیم که محصول ترکیب سه رنگ اصلی سیاه یا خاکستری است. پس زرد + قرمز + آبی = سیاه (خاکستری)

۱- نارنجی + آبی = (زرد + قرمز) + آبی = سیاه (خاکستری)

۲- بنفش + زرد = (آبی + قرمز) + زرد = سیاه (خاکستری)

۳- سبز + قرمز = (آبی + زرد) + قرمز = سیاه (خاکستری)

بنا بر این متوجه می شویم که محصول این سه ترکیب چیزی جز خاکستری نیست .

اما تنها در صورتی که این ترکیب ها در تناسب علمی خاص خود ترکیب شوند نتیجه اینچنین خواهد بود و در غیر اینصورت خاکستری بدست آمده به یکی از رنگهای ناب متمایل خواهد بود . مثال زیر را ببینید :

درنتیجه محدوده رنگهای خنثی خود شامل طیف وسیع و متنوعی خواهد بود. کلیه رنگهای خنثی بعلاوه رنگهای ناب مجموعه ای را تشکیل می دهد که اگر برای هرکدام درجات تیرگی و روشنی را هم در نظر بگیریم کلیه رنگهای موجود در طبیعت را شامل خواهد شد.

حال که ارتباط را دانستید. می توانید براحتی رنگ مورد نظر خود را هنگام کار بیابید یا ترکیب کرده وبسازید . در حیطه رنگهای ناب مشکل چندانی وجود ندارد. وشما به راحتی آنرا در طیف رنگهای ناب پیدا خواهید کرد.

اما اکثر رنگهای طبیعی شامل مجموعه رنگهای خنثی می شوند . و هرچه از خلوصشان کاسته شود یافتن مکان آنها در طیف رنگ مشکلتر خواهد بود. برای شروع حدس بزنید رنگی را که می بینید به کدام قسمت از طیف رنگهای ناب تعلق دارد .سپس آنرا با رنگ مکملش یا یک خاکستری * ترکیب کنید .وسپس برای رسیدن به درجه روشنایی مطلوب آنرا با سفید ترکیب کنید ** و این کار را تا رسیدن به رنگ مورد نظر ادامه دهید.

به مثالهای زیر توجه کنید:

*رنگ خاکستری طبق آنچه در متن درس عنوان کردیم خاصیت سه رنگ اصلی را در خود دارد. ودر نتیجه با هر رنگی که ترکیب شود نقش رنگ مکمل را ایفا می کند و رنگ مورد نظر را خنثی می کند.

مثلا: خاکستری + آبی = (آبی + قرمز + زرد ) + آبی = ( قرمز + زرد) + آبی= نارنجی+ آبی = آبی خاکستری

** در ابزار مختلف نقاشی گاهی شفافیت ودرخشش نقش رنگ سفید را بازی می کند مثلا در آبرنگ بجای افزودن رنگ سفید تنها آنرا با آب بیشتر ترکیب می کنیم . تا لایه شفاف تری را ایجاد کند

| پنجشنبه 10 شهریور1390 | 2:24 قبل از ظهر | مصیب رضائی| |

از قرن نوزدهم ميلادي تاكنون، «الكساندر ولتا» به عنوان مخترع باتري معرفي شده است، حال آن كه يافته‌هاي باستان شناسي در مناطقي از ايران و عراق نشان داده است كه حدود دو هزار سال پیش از «ولتا» (200 سال قبل از ميلاد مسيح)، باتري در ايران در دوره اشكانيان ساخته شده است.
باتری - پیل سوختی - شیمی صنعتی - مصیب رضائی

به گزارش ايسنا، باتري اشكانيان كه با نام‌هاي «باتري پارتيان» و بعضا «باتري بغداد» در سطح جهان شناخته مي‌شود، در سال 1936 توسط «ويلهلم كونيگ» در منطقه «خواجه ربو» در نزديكي بغداد ـ حوالي شهر باستاني تيسفون ـ كشف شد.

فرضيات ارايه شده در زمينه‌ يافته‌هاي باستان شناسان همگي بر اين مطلب صحه گذاشته‌اند كه اين مجموعه در راستاي كاربردهاي الكتروشيميايي از جمله آبكاري فلزات ساخته شده كه كشف ظروف آبكاري شده در حوالي محل كشف اين باتري، موئدي بر اين مطلب است؛ يافته‌اي كه به نوبه خود از يك جهش علمي تاريخي حكايت دارد.

يكي از دانشجويان مهندسي شيمي دانشگاه صنعتي شريف به تازگي با ساخت مدلي واقعي از پيل اشكاني بر پایه يافته‌هاي باستان‌‌شناسي و شبيه‌سازي اجزاي گوناگون آن، كارآيي اين باتري را در توليد جريان الكتريكي به طور عملي تست كرده و به نمايش گذاشته است.

امين طاهري نجف آبادي درباره پيل اشكاني و شواهد تاريخي درباره كاربري آن گفت: باتري كشف شده شامل يك كوزه سفالي تخم‌مرغي شكل به ارتفاع 14، قطر 8 و دهانه 3 / 3 سانتيمتر است كه يك ميله آهني به طول 5 / 7 سانتيمتر به صورت عمودي در بخش مياني آن است و نقش قطب منفي باتري (آند) را بر عهده دارد. پیرامون اين ميله آهني يك استوانه مسي به طول 8 / 9 و قطر 6 / 2 سانتيمتر قرار گرفته كه به كمك قير در جاي خود محكم شده است. در بخش دهانه باتري از قير براي آب بندي باتري استفاده شده است.

عضو انجمن فن‌آوري‌هاي بومي ايران خاطرنشان كرد: كشف اين اشيا، باستان شناسان را به بررسي فرضيات موجود براي اين اشيا برانگيخت كه منجر به ارايه فرضياتي درباره كاربرد اين مجموعه جهت توليد جريان الكتريكي (فرضيه منبع نيرو)، آبكاري طلا بر ديگر فلزات (فرضيه آبكاري طلا) و استفاده در درمان امراض با شوك الكتريكي (فرضيه كاربرد پزشكي) شده كه همگي مؤيد كاربري اين مجموعه در مصارف الكتروشيميايي است.

وي كه در تحقيقات خود هر سه فرضيه را بررسي كرده است، درباره فرضيه استفاده از پيل اشكاني به عنوان منبع نيرو گفت: برای بررسي اين نظريه، نخست لازم است، عملكرد يك سل گالواني را بررسي كنيم. آرايش ميله‌هاي آهني و استوانه مسي تشكيل سل گالواني را مي‌دهد كه در آن ميله آهني‌اند و استوانه مسي كاتد است. احتمالا كوزه سفالي تنها برای نگهداري اين مجموعه به صورت عمودي بوده است، با اتصال دو الكترود به يكديگر و پركردن استوانه مسي با يك الكتروليت مناسب چنين ساختاري قادر به توليد جريان الكتريكي است.

طاهري نجف‌آبادي در پاسخ به اين پرسش كه پارتيان چگونه ميله آهني و استوانه مسي را به هم وصل كرده و از چه محلول الكتروليتي استفاده مي‌كرده‌اند، گفت: آنچنان كه توسط باستان شناسان گزارش شده است، ميله‌هاي سيمي شكل برنزي يا آهني كه در نزديكي محل مورد بررسي يافت شده‌اند، مي‌توانسته‌اند نقش اتصال را بازي كنند. درباره الكتروليت احتمالي هم در طول زمان محققان و نظريه‌پردازان گزينه‌هاي بسياري را پيشنهاد داده‌اند كه محلول‌هاي مس، سركه، شراب و آبليمو در زمره اين حدسيات هستند.
با در نظر گرفتن اين واقعيت كه استيك اسيد و سيتريك اسيد به خوبي براي آنها شناخته شده بوده است، مي‌توان فرض كرد كه احتمالا از اين محلولها استفاده مي‌شده است.

وي در پاسخ به اين كه چنين باتري با تكنولوژي آن زمان قادر به توليد چه ميزان ولتاژ و جريان الكتريكي بوده است، اظهار كرد: ولتاژي كه در سل گالواني ايجاد مي‌شود، توسط تفاوت بين پتانسيل‌هاي نرمال الكترودهاي به كار رفته مشخص مي‌شود كه بنا بر تعريف، مقدار آن برابر است با تفاضل پتانسيل نرمال كاتد و پتانسيل نرمال آند. چون پتانسيل نرمال مس 35/0 ولت و پتانسيل نرمال آهن 44 / 0 ولت است، پس به صورت تئوري ولتاژ باتري اشكانيان مقداري برابر 79/0 ولت است، اما با آزمايش‌های انجام شده به كمك باتري شبيه سازي شده پارت‌ها و استفاده از محلول‌هاي الكتروليت گوناگون نشان داده شده كه چنين باتري‌اي تنها قادر است ولتاژ 5/0 ولت را توليد كند. جريان الكتريكي به دست آمده از اين باتري هم در حدود چند ميلي آمپر است.

اين دانشجوي مبتكر درباره فرضيه آبكاري طلا نيز گفت: به منظور رسوب دهي الكتريكي طلا، آند طلايي و شيء مورد آبكاري بايستي توسط سيمي به پايانه‌هاي يك منبع جريان متصل شده و در مخزن آبكاري حاوي محلول نمك طلا غوطه‌ور شوند.

اين واكنش احيا به پتانسيلي برابر 71 / 1 ولت كه به طور چشمگیری زياد است، نياز دارد. به همين دليل از محلولهاي كمپلكس طلا استفاده مي‌شود كه پتانسيل رسوب دهي آنها به مقدار قابل توجهي كمتر از يون طلاي منفرد است.

وي خاطرنشان كرد: يون‌هاي سيانيد طلا به خاطر انحلال آسان در آب و احيا در پتانسيل پايين 61 / 0- ولت مناسبترين گزينه است. يون‌هاي سيانيد طلا بر روي كاتد، جايي كه قرار است آب طلا داده شود، احيا مي‌شوند. آند طلايي يونهاي مورد نياز در محلول الكتروليت را دوباره جانشين مي‌كند، با گذر زمان طلا به آهستگي از ميله آندي به شي مورد نظر در كاتد منتقل مي‌شود.

طاهري نجف‌آبادي در پاسخ به پرسش كه با توجه به اين كه طلا، نجيب‌ترين فلز موجود، تنها در مخلوطي از اسيد نيتريك و اسيد هيدروكلريك حل مي‌شود كه نه تنها مخلوط آنها بلكه خود اين مواد نيز احتمالا براي اشكانيان شناخته شده نبوده‌اند،

زرگران اشكاني چگونه تركيب شيميايي سيانيد طلا را مي‌ساخته‌اند و آيا از ديگر محلول‌هاي طلا برای آبكاري استفاده مي‌شده است، گفت: از آنجا كه احتمالا هيچ حلالي براي طلا در روزگار پارتها وجود نداشته، محققان با فرضيات مختلف سعي در نشان دادن راهي كرده‌اند كه از طريق اين پارتها سيانيد طلا را كه براي آبكاري لازم بوده و در طبيعت كه از طريق آن پارت‌ها سيانيد طلا را كه براي آبكاري لازم بوده و در طبيعت هم وجود ندارد، توليد مي‌كرده‌اند.

وي خاطرنشان كرد: يكي از اين فرضيه‌ها براساس انحلال طلا در هيوميك اسيد موجود در آب شور حل است. چنين فرايندي با توجه به وجود باتلاق‌هاي نزديك دجله و فرات و با تلاش فراوان در آن زمان ممكن به نظر مي‌رسد. راهکار آسانتر و عملي‌تري نيز هست، مبني بر اين كه پارت‌ها طلا را در مايع صفراي حيوانات حل كرده و از محصول به دست آمده براي آبكاري استفاده مي‌كرده‌اند، يا ممكن است طلا را در ميان پوست حيوانات مرده‌اي چون خوك، بز و گاز قرار مي‌داده‌اند، به طور طبيعي الياف پروتئيني پوست حيوان تنين را به صورتي جذب مي‌كنند كه پوست همچون چرم خشك مي‌شود.

طاهري نجف‌آبادي تصريح كرد: در بين مهمترين تنين‌هاي آلي، مي‌توان چوب بلوط و بوته‌هاي سماق را نام برد. با وجود این، اگر تنين به مقدار كافي موجود نباشد، اسيدهايي تشكيل مي‌شوند كه قادر به انحلال طلاي قرار داده در ميان پوست هستند، به كمك چنين «سوپ طلا»يي اشكانيان قادر به انجام آكاري الكتريكي بوده‌اند.

وي با بيان اين كه محلولهاي سيانيد طلا به سادگي در هزاران سال پيش توليد مي‌شده‌اند، تصريح كرد: ديگر بررسي‌ها نشان داده‌اند كه سيانيد طلا را مي‌توان هنگام شكل دهي طلا به صورت ورق از طريق چكش كاري ورق‌هاي طلا بين زبانه‌هاي چرمي تهيه كرد، علاوه بر اين، امكان دارد كه زرگران اشكاني طلا را از طريق هسته‌هاي خرد شده ميوه‌ها درون مايعات در حال هوا دهي تصفيه مي‌كرده‌اند. با چنين تصفيه‌اي يكي از تركيبات ميوه به نام «آميگدالين» يون‌هاي سيانيد را به صورت هيدروليتيك جدا مي‌كند؛ بنابراين، طلا كه با جريان هوا در حال تحرك است، اكسيد شده و توليد سيانيد طلا مي‌كند.

در اين ارتباط، فهرستي از محصولات كشاورزي تهيه شده است، كه دربردارنده مقادير قابل توجهي تركيب سيانيد هستند.

طاهري نجف‌آبادي درباره فرضيه كاربرد پزشكي گفت: در تمدن بين‌النهرين پزشكان بسيار ماهري زندگي مي‌كردند كه گاهي به جادوگري نيز مشغول بوده‌اند. در اين دوره، طب عمدتا به تجويز دارو متكي بود و از سوزن براي انتقال دارو به بدن استفاده مي‌شده است كه يافته شدن سوزن‌هاي برنزي و آهني در كنار اين باتري‌ها دليلي بر اين مدعاست . شاهد ديگر اين كه يونانيان و روميان از ماهي برقي براي بي‌حس كردن و تخفيف درد استفاده مي‌كردند.

استفاده از اين نوع ماهي براي كاهش درد و به ويژه‌ نقرس پا حدود سال 47 تا 48 ميلادي به ثبت رسيده است. نكته اصلي در اين مداوا، استفاده از جرقه‌هاي الكتريكي كوچكي است كه اين ماهي توليد مي‌كند كه احتمال استفاده از جريان الكتريكي باتري را براي تخفيف درد عملي‌تر مي‌كند.

وي از همكاري شركت آذرالكترود، عمار ميرزايي، احسان وزيري بمي، رسول محمدي نصيري، حسين پاك دل و سينا قاسمي در مراحل گوناگون اين طرح تشكر كرد.
| شنبه 28 خرداد1390 | 2:0 قبل از ظهر | مصیب رضائی| |

تعیین نام سال های شمسی

 ترکان ابیغوری برای هر سال نام حیوانی را نهاده بودند که ایرانی ها نیز به تدریج از آنها استفاده کردند این اسامی عبارتند از :

موش و بقر و پلنگ و خرگوش و شمار                  زین چهار چو بگذری نهنگ آید و مار

آنگاه به  اسب بر گوسفند است حساب                     میمون و مرغ و سگ و خوی آخر کار

برای تشخیص اینکه هر سال با کدام یک از این نامها مطابقت دارد از سال خورشیدی عدد 6 را کم

می کنیم حاصل را بر عدد 12 تقسیم کرده ، عدد باقیمانده را در نظر بگیرید از شماره یک از موش

شروع به شمردن کنید نام هر حیوانی با عدد باقیمانده مطابقت کرد سال

همان حیوان است .

۱۱۴+۱۱=۱۳۷۹/۱۲            ۱۳۷۹=۶-۱۳۸۵                  ۱۳۸۵  سال سگ

ملل گوناگون، عقايد و باورهاي متفاوتي درباره پيدايش سال شمار موچه و حيوانات آن دارند كه تحليل و بررسي آنها ما را به زواياي جديدي از شناخت اين شيوه گاهشماري رهنمون خواهد بود.

ايرانيان بر اين باورند كه حيوانات دوازده‌گانه اين دوره، متصديان حمل زمين‌اند و بصورت ضمني بر اين نكته اشاره دارند كه اين وظيفه از بدو خلفت بر عهده آنها موكول بوده است. اين باور ايراني از عقايد ديرينه‌اي نشأت گرفته است كه زمين را بصورت سطح صافي تصور مي‌كرده‌اند كه بر روي حيوانات مختلف (لاك‌پشت، گاو، ماهي و ...) قرار دارد.
نمود اين باور قدما را در توجيه علّت زمين‌لرزه مي‌توان مشاهده كرد. ايرانيان بر اين عقيده بوده‌اند كه زمين بر روي شاخ گاوي قرار دارد. هرگاه گاو براي رفع خستگي زمين را از شاخي به شاخ ديگرش منتقل مي‌كرد، زلزله‌اي به وقوع مي‌پيوست؛ و يا عقيده مردم ژاپن كه «از قديم باور داشته‌اند ماهي بزرگ «نامازو» كه زمين بر پشت اوست، با تكان دادن دمش زمين‌لرزه بار مي‌آورد ...»

عقيده چيني‌ها و ژاپني‌ها در مورد نحوه پيدايش سالشمار حيواني. مشابه استزيرا اين تقويم در روزگار باستان از چين به ژاپن رفته است. دكتر هاشم رجب‌زاده در اين باره مي‌نويسد:

«بنابر افسانه‌ها[ي ژاپني] چون خدايان 12 حيوان داوطلب خواستند تا از سوي آنها جهان آدميزادگان را زير نظر بگيرند، موش پيش از همه جانوران نزد خدايان رفت و آمادگي خود را نشان داد ...».

در باور مردمان خاور دور، حيوانات اين دوره ناظران جهان آدميان‌اند.

در باب عقيده تركان قديم درباره پيدايش سالشمار حيواني. محمود كاشغري در «لغات‌الترك» خود (تأليف 466 ه‍ .ق)اطلاعات ذيقيمتي را بدست داده، داستان جالب توجهي را نقل مي‌نمايد:


«
يكي از خاقانهاي ترك مي‌خواهد كه تاريخ وقوع جنگي را بداند، ممكن نمي‌شود. از اينروي با ملتش مشورت مي‌كند و در انجمن اعلام مي‌دارد كه همانطور كه ما درباره تاريخ وقوع اين جنگ دچار سردرگمي شديم. آيندگان نيز سردرگم خواهند شد. بنابراين ما اكنون به تعداد دوازده (ماه و) برج آسمان دوازده سال را نامگذاري مي‌كنيم، تا شمارشهايمان را از گذر اين سالها بفهميم. اين در ميانمان يادگاري باشد. فراموش نشدني، ملّت هم پيشنهاد خاقان را تأييد مي‌كند.خاقان به اين مناسبت به شكار مي‌رود و فرمان مي‌دهد كه حيوانات را به سوي رود «ايلا» برانند. اين يك رودخانه بزرگ است. مردم حيوانات را به تنگنا انداخته به سوي رودخانه مي‌رانند. بعضي از اين حويانات را شكار مي‌كنند و تعدادي از آنها خود را به اب مي‌زنند. دوازده حيوان از آن ميان از آب مي‌گذرند. نام هر يك از اين حيوانات به سالي داده مي‌شود. نخستين اين حيوانات سيچغان (موش) بوده ... نام نخستين سال «سيچعان ييلي» (سال موش) گذاشته مي‌شود. بعد نام حيواناتي كه يكي بعد از ديگري از اب گذشته بودند به ترتيب به سالها داده مي‌شود: «اود ييلي» (سال گاو) و ...»مواردي در اين داستان به چشم مي‌خورد كه محتاج تحقيق و تتبع بيشتري است. نخست اينكه داستان در زمان خاقاني ترك به وقوع پيوسته است. ليكن قديمي‌ترين خاقان ترك مذكور در تاريخ «بومين خاقان» (وفات 3-552 ميلادي) مي‌باشد. امّا پيش از اين تاريخ نيز سالشمار موچه وسيعاً مورد استفاده قرار مي‌گرفته است، بنابراين سكوت علم تاريخ درباره خاقانات ماقبل «بومين خاقان» هرگونه توضيح بيشتر در اين زمينه را ناممكن ساخته است.

نكته ديگر آنكه داستان به شكار حيوانات توسط خاقان در معيت عموم مردم اشاره دارد، كاشغري از نوعي شيوه شكار جمعي كه در ميان تركان آن روزگار (قرن 5 ه‍) رواج داشته با عنوان «سيغير» نام برده، در ذيل اين ماده مي‌نويسد:
«
سيغير: نوعي از شكار شاهان با رعايا و آن ‌چنان است كه شاه مردم را در بيشه‌ها و بيابانها پراكنده مي‌سازد تا وحوش را گرد آورند و به سوي او برانند و او مي‌ايستد و پيش روي خود تير مي‌اندازد، بي‌آنكه در طلب شكار رنج برده باشدماركوپولو، سياح مشهور اروپايي نيز در سفرنامه خود وجود چنين شيوه شكاري رادر ميان مغولها گزارش كرده است. در داستان «بوغاچ بگ» از حماسه «قورقوت آتا» نيز كه يكي از قديمي‌ترين متون زبان تركمني‌ست، چنين شكاري به تصوير كشيده شده است.

و امّا نكته آخر اين است كه وقايع داستان در حوالي رود «ايلا» اتفاق افتاده است. «ايلا» يكي از رودهاي «هفت آب» يا «جيته سو» است كه در جنوب قزاقستان كنوني جريان داشته و از شمال شرقي «آلماتي» پايتخت اين كشور گذشته به درياچه «بالخاش» مي‌ريزد. نام كنوني آن رود «ايلي» است. كاشغري در ذيل ماده «ايلا» مي‌نويسد:

«ايلا: نام رودي است و بر دو كرانه آن دو قبيله نرك يعني يغما و تخسي و طائفه‌اي از چگل فرود آيند و سكني گيرند...»كاشغري از سال دوّم دور موچه با نام «اود ييلي» ياد كرده و ذر جايي ديگر اين واژه را لغتي ويژه قبيله چگل دانستهاست. بنابراين از مجموع اين قضايا مي‌توان چنين احتمال داد كه كاشغري داستان مزبور را از زبان قبايل وادي «ايلا» و احتمالاً «چگلي» استماع و ضبط كرده است.

قدر مسلم محمود كاشغري اين روايت مردمي را از زبان تركان شنيده و لذا نمي‌توان به اظهارات او مبني بر اينكه مبتكر اين تقويم حاقان تركان بوده استناد نمود. در هر صورت نفس داستان ممكن است بازتابي از يك واقعه تاريخي باشد كه در زير غبار هزاران سال مدفون شده است.

تركمنها روايت پند‌آميزي در مورد پيدايش سالشمار حيواني دارند. روزي تمامي حيوانات به پيشواز سال جديد مي‌روند. شتر كه به قد و بالاي خود مغرور شده بود گفت: «حتماً پيش از همه سال جديد را خواهم ديد.» امّا موش كوچك با زرنگي تمام روي سر شتر جهيده و پيش از همه، سال جديد را مي بيند. شتر كه مات و مبهوت مانده بود، از تمامي دوازده حيوان دوره كه موفق به مشاهده سال جديد شده بودند عقب مي‌ماند وبدين ترتيب غرور شتر باعث مي شود كه جايي در دوره موچه نداشته باشداين روايت به مدد مايه اخلاقي و پندآميز آن كه نهي از غرور است، در ميان تركمنها نسل اندر نسل نقل شده و بصورت ضرب‌آلمثل درآمده است: «دويه بوينونا بويسانيپ ييلدان كور قاليپدير!» يعني (شتر به علّت مباهات به گردنش از مشاهده سال جديد محروم مانده است.)


بردي‌نظر خداي‌نظرف، شاعر خوش‌قريحه و نامدار تركمن بر پايه اين روايت شعري زيبا سروده است:حيوان‌لار ايچينده كيم بولسا اولي


گفتند هر كس در ميان حيوانات بزرگترباشد

ييل باشي بولمالي دييليپدير ولي
بايد «ييل‌باشي» (سال اوّل) شود
بارديغين بيلديريپ سيغير مولاپدير
گاو براي ابراز وجود ماما كرد
يونه ايّام اونونگ شاخينا چيقان
اما موش كه فرز و چالاك بر شاخ او
سيچان سيپينجيراپ مورتون تاولاپدير
پريده بود، سبيلش را تاب داد
ايل ايچينده گزيپ يورن گوررونگ بو
روايتي است كه در ميان مردم نقل مي‌شود
بيله‌موق بو واقا هاچان بولوپدير؟
نمي‌دانم اين واقعه كي اتفاق افتاده؟
يونه غرض حيله بيلن آل بيلن
ولي به هر حال با مكر و حيله
ييل باشي يسرجه سيچان بولوپدير.موش بدتركيب «ييل باشي» شده است.تركمنها سال موش را كه اولين سال هر دوره مي‌باشد «ييل باشي» مي‌نامند كه به معناي سال آغازين يا مبدأاست، در روايت منظوم فوق «گاو» پس از «موش» سال جديد را مشاهده كرده و لذا مقام دوّم را در دوره سالشمارحيواني احراز مي‌نمايد.

http://www.ariaclick.com

| شنبه 14 اسفند1389 | 11:11 بعد از ظهر | مصیب رضائی| |

نگاه کلی
شيميدان آلي باتجربه به ندرت واكنش هايي را مي يابد كه فقط محصول (يا محصولات)مورد نظرش را توليد كند.علت اين عمل آن است كه در مخلوط واكنش همراه با محصول مورد نظر مقادير مختلفي از مواد اوليه تغيير نيافته و حلال ومحصول واكنشهاي جانبي كه همزمان با واكنش اصلي انجام مي شوند وجود دارد.
شيميدان نيروي زيادي را صرف مي كند تا محصول مورد نظر را از چنين ناخالصي هايي جدا كند.هدف از اين تحقيق ارائه روشهاي مهمي است كه شيميدان امروزي جهت تفكيك و تخليص تركيبات آلي به كار برد.
تقطير
روشهای مختلفی برای جداسازی مواد اجزای سازنده یک محلول وجود دارد که یکی از این روشها فرایند تقطیر می‌باشد در روش تقطیر جداکردن اجزاء یک مخلوط ، از روی اختلاف نقطه جوش آنها انجام می‌گیردتقطیر ، در واقع ، جداسازی فیزیکی برشهای نفتی است که اساس آن ، اختلاف در نقطه جوش هیدروکربنهای مختلف است. هر چه هیدروکربن سنگینتر باشد، نقطه جوش آن زیاد است و هر چه هیدروکربن سبکتر باشد، زودتر خارج می‌شود.. تقطیر در عمل به دو روش زیر انجام می‌گیرد. روش اول شامل تولید بخار از طریق جوشاندن یک مخلوط مایع ، سپس میعان بخار ، بدون اینکه هیچ مایعی مجددا به محفظه تقطیر بازگردد. در نتیجه هیچ مایع برگشتی وجود ندارد. در روش دوم قسمتی از بخار مایع شده به دستگاه تقطیر باز می‌گردد و به صورتی که این مایع برگشتی در مجاورت بخاری که به طرف مبرد می‌رود قرار می‌گیرد. هر کدام از این روشها می‌توانند پیوسته یا ناپیوسته باشند.
تقطیر، معمولترین روشی است که برای تخلیص مایعات به کار می رود. دراین عمل مایع را به کمک حرارت تبخیر می کنند و بخار مربوطه را در ظرف جداگانه ای متراکم می کنند و محصول تقطیر را بدست می آورند. چنانچه ناخالصیهای موجود در مایع اولیه فرار نباشند، در باقی مانده تقطیر به جا می مانند و تقطیر ساده جسم را خالص میکند. در صورتی که ناخالصیها فرار باشند، تقطیر جزء به جزء مورد احتیاج خواهد بود.
چنانچه ناخالصي هاي موجود در مايع اوليه فرار نباشد در باقيمانده تقطير به جا مي ماند و تقطير ساده نمونه را خالص مي كند.در صورتيكه فرار باشند تقطير جز به جز مورد نياز خواهد بود.اگر فقط يك ماده فرار بوده و اختلاف نقطه ي جوش اين ماده با ناخالصي هاي موجود در آن زياد باشد (حدود 30درجه)مي توان براي جدا كردن اين ماده از ناخالصي ها از تقطير ساده استفاده نمود.از تقطير ساده معمولا د جداسازي مخلوط مايعاتي استفاده مي شود كه نقطه يجوشي در محدوده 40تا150درجه دارندزيرا در دماي بالاتر از 150درجه بسياري از تركيبات آلي تجزيه مي شوندودر دماي جوش كمتر از 40درجه مقدار زيادي از مايع در ضمن تقطيرهدر مي رود.

ادامه مطلب
| یکشنبه 17 بهمن1389 | 8:42 بعد از ظهر | مصیب رضائی| |

Design By : shotSkin.com