در زمان جنگ جهاني دوم، كارت پستالهايي از لهستان پست ميشد كه سربازان آلماني به آنها توجهي نداشتند. اين كارتها كاملا معمولي به نظر مي آمدند اما واقعيت چيز ديگري بود. همه اين كارتها حاوي مطالبي به صورت رمز بودند. از جمله درخواست غذا و دارو، اعلام مكان پايگاههاي نازي ها و زندانهاي اسرا. چگونه اين عمل اتفاق ميافتاد؟ بااستفاده از جوهر نامريي.
جوهرهاي نامريي انواع مختلف دارند و به طرق مختلف عمل ميكنند. بيشتر آنها بر اساس خاصيت تغيير رنگ در اثر تغيير PH عمل ميكنند، دسته اي هم بر اساس اكسيداسيون مواد در اثر حرارت شهرت يافتهاند.
جوهر نامرئي با تنظيم PH چگونه عمل ميكند؟
وقتي چنين جوهر نامرئي به يك ماده متخلخل اضافه ميشود، آب موجود در جوهر با دياكسيد كربن موجود در هوا تركيب مي شود و اسيد كربنيك را بوجود ميآورد. اسيد كربنيك به نوبه خود با سديم هيدروكسيد وارد واكنش خنثي شدن ميشود و كربنات سديم را بوجود مي آورد. خنثي شدن باز، سبب تغيير رنگ معرف ميشود و در نتيجه اثر جوهر، ناپديد مي شود.
اين واكنشها را مي توان به صورت زير نمايش داد:
CO2 + H2O à H2CO3
2 Na(OH) + H2CO3 à Na2CO3 + 2 H2O
مواد لازم براي تهيه جوهر نامريي:
مواد مورد نياز براي تهيه جوهر نامريي قرمز يا آبي به شرح زير است:
طرز تهيه جوهر نامريي:
براي تهيه جوهر نامريي به طريق زير عمل كنيد:
1. تيمول فتالئين يا فنل فتالئين را در الكل حل كنيد.
2. محلول را به 90 ميلي ليتر آب اضافه نموده، هم بزنيد. ( محلولي شيري به دست مي آيد.)
3. محلول سديم هيروكسيد را قطره قطره اضافه كنيد تا رنگ آبي يا قرمز به دست آيد.
4. جوهر را روي پارچه آزمايش كنيد. ( پارچه كتاني يا روميزي كهنه غير قابل استفاده). كاغذ، فشرده تر است و كمتر به هوا اجازه واكنش ميدهد، بنابر اين واكنش تغيير رنگ ديرتر صورت ميپذيرد.
5. طي چند ثانيه، لكه ها ناپديد ميشوند. PH محلول جوهري بين 10 تا 11 است اما بعد از اينكه در مجاورت هوا قرار مي گيرد، به 5 تا 6 كاهش ميابد.
6. اگر محل لكه ها را با پنبه آغشته به محلول بازي مثل امونياك رقيق مرطوب كنيد، لكه ها دوباره ظاهر مي شوند. برعكس اگر اينكار را با سركه انجام دهيد، لكه ها سريعتر بيرنگ ميشوند. شستن پارچه ها، جوهر را به طور دائمي مي شويد.
نكات ايمني:
اساس كار اين جوهرها به اين صورت است كه مواد به كار رفته در اثر حرارت، اكسيد مي شوند كه نتيجه ظاهر شدن رنگ قهوه اي در اثر حرارت است. مواد گوناگوني براي اينكار استفاده ميشوند كه از همه بهتر آب پيلز و آب ليمو است. شير و سركه هم عمل ميكنند اما نه به خوبي دو مورد اول. متن مورد نظر را با قلم هاي قديمي يا با خلال دندان روي كاغذ بنويسيد. اجازه دهيد تا پيامتان خشك شود. براي آشكار شدن پيام كافي است آن را روي شمع يا حرارت ملايم لامپ بگيريد.( احتياط كنيد!)
جوهر هاي نامريي تحت اشعه ماورا بنفش:
بعضي از جوهرهاي نامريي، تابش فلورسانس دارند. اين جوهرها در تاريكي و تحت نور ماوراء بنفش، خيلي براق و درخشنده به نظر ميآيند. آنها را ميتوان در رنگهاي بسيار متنوعي يافت و درهمه سطوح از جمله پلاستيك و شيشه به كار برد.

شيمي مدادها و پاكن ها:
پيش از اينكه مدادها براي نوشتن استفاده شوند، مردم از سرب استفاده ميكردند. سرب آنقدر نرم هست كه طرح كمرنگي از خود باقي بگذارد، اما كربن بصورت زغال يا گرافيت، اثر پررنگتري به جا مي گذارد ( ضمن اينكه سمي هم نيست). در عين حال، كاربرد كربن بصورت زغال كثيف اما گرافيت تميز است.
گرافيت مدادهاي ابتدايي، با رشته هايي از جنس هاي مختلف پيچيده مي شدند كه بعدها به جاي آن از چوب هاي تو خالي استفاده شد. مدادها در اصل رنگ نشده بودند اما در سالهاي 1890كه مرغوب ترين گرافيت از چين مي آمد، مدادهاي زرد رنگ رايج شدند، چون رنگ زرد در چين معرف احترام و نشان اعضاي خاندان سلطنتي بود و استفاده از رنگ زرد، نشانه ويژگي ها و برتري هاي خانوادگي به حساب مي آمد. امروزه مدادها در هر رنگي عرضه مي شوند اما هنوز هم زرد بيشترين رنگ متداول است. چون رنگ زرد بيشتر به چشم مي آيِد و راحت تر ديده ميشود.
پيش از اختراع پاك كن، نوشته هاي مدادي به اندازه نوشته هاي جوهري امروز، دائمي بودند. بعدها توانستند اين اثرات را با كشيدن اندكي از نان سفيد بر نوشته هاي مدادي، از بين ببرند. آيا مي دانيد كه ما چگونه از نان به انواع گوناگون پاككن هاي امروزي رسيديم ؟آيا مي دانيد كه نان يا پاك كن چگونه نوشته ها را پاك مي كنند؟
تاريخ مداد و پاككن:
نويسنده هاي روم باستان با يك ميله ظريف سربي، بر روي پاپيروس مي نوشتند كه بنام stylus معروف بود. سرب، فلز نرمي است و به اين ترتيب stylus علامت كمرنگ و خوانا از خود به جا مي گذاشت. در سال 1564 ذخيره بزرگي از گرافيت در انگلستان كشف شد. وقتي مردم متوجه شدند كه گرافيت اثري تيره تر از سرب به جا مي گذارد و تازه سمي هم نيست، مدادها مورد استفاده قرار گرفتند. مداد درست مثل Stylus ها استفاده ميشد، با اين تفاوت كه در آن پوششي براي گرافيت به كار ميرفت تا دست استفاده كننده، تميز بماند و در ضمن گرافيت كه بسيار ظريف و شكننده بود، سالم بماند.
وقتي كه شما علائم مدادي را پاك مي كنيد، در واقع گرافيت ( كربن ) را پاك مي كنيد و نه سرب. امروزه پاككن ها در رنگهاي مختلف وجود دارند و ميتوانند علائم مدادي و بعضي از انواع خودكارها را پاك كنند. آنها از لاستيك، وينيل، سقز يا مواد مشابه درست مي شوند .
پيش از اختراع پاك كن، شما مي بايستي از يك قطعه نان سفيد استفاده
مي كرديد ( بعضي از هنرمندان هنوز هم از نان براي كمرنگ كردن اثر زغال يا پاستل استفاده مي كنند). ادوارد نعيم؛ مهندس انگليسي؛ اولين پاك كن را در 1770 كشف كرد. در واقع داستان از اينجا شروع شد كه او هنگام پاك كردن يك مطلب، اشتباهي يك قطعه لاستيك را به جاي نان برداشت و متوجه خواص آن شد. بعدها او شروع به فروختن پاك كن هاي لاستيكي كرد. اما لاستيك نيز مانند نان فاسد شدني بود و به مرور زمان، حالت بدي پيدا مي كرد. در نتيجه پاك كن هايي با جنسهاي مرغوب تر به بازار آمد.
در سال 1858، هايمن ليمپن ـ پروانه ثبت پاك كن هاي متصل به مدادها را دريافت كرد، كه امروزه بسيار رايج و متداول است.

پاك كن ها چگونه عمل مي كنند؟
پاككن در واقع ذرات گرافيت را از سطح كاغذ بر ميدارد. مولكولهاي پاك كن چسبندگي بيشتري از مولكولهاي كاغذ دارند. بنابراين وقتي پاك كن را بر علائم مدادي ميكشيد، گرافيت ترجيح مي دهد كه به پاك كن بچسبد و نه كاغذ. بعضي از پاك كن ها، سطح رو يي كاغذ را خراب ميكنند و در واقع آنرا نيز برمي دارد. پاك كن هاي وينيلي از پاك كن هاي لاستيكي نرم تر هستند اما همين خاصيت را دارند. پاك كن هاي هنري از لاستيك نرم ـ زبر درست مي شوند و علائم را بدون از بين بردن كاغذ پاك مي كنند.
تهيه مداد:
اين تصوير نشان ميدهد كه چگونه از يك قطعه چوب، مداد توليد ميشود. مغز مداد هاي امروزي از نسبتهاي مختلف گرافيت و خاك رس درست ميشود. در صد متفاوت اين دو ماده سبب ايجاد مدادهايي با " سختي " هاي گوناگون ميشود كه معمولا روي مداد نوشته ميشود. علامت"H " نشان سختي وعلامت"B " نشان ميزان مشكي بودن مداد است. "2H " يعني مداد سختي دو برابر دارد و "HB " يعني مداد سخت و مشكي.
شيمي شمع
شمع ها مثالي كلاسيك از فرآيند سوختن هستند. وقتي گرماي به كار رفته كافي باشد، موم شمع اكسيد مي شود. پارافين با اكسيژن تركيب مي شود تا دي اكسيد كربن و آب توليد كند البته به همراه حرارت و نور. شعله، بخش مرئي اين واكنش گرما زا است. يعني محلي كه انقدر تجمع انرژي دارد كه منجر به ايجاد نور مرئي مي شود. اگر شما هم به شمع علاقمنديد با واقعيت هاي بيشتري درباره آنها آشنا شويد:
شمع هاي جادويي چگونه كار مي كنند؟
آيا تا به حال يك شمع جادويي ديدهايد؟ وقتي چنين شمعي را فوت كنيد، ظرف چند ثانيه دوباره روشن ميشود. اين عمل معمولا با همراهي چند جرقه صورت ميگيرد. در واقع تفاوت بين يك شمع معمولي و يك شمع جادويي، درست بعد از خاموش كردن آنها اتفاق مي افتد. وقتي يك شمع معمولي را فوت مي كنيد، ميبينيد كه نوار دودي باريكي از فتيله بالا مي رود. اين دود، موم تبخير شده است. فتيله نيم سوز در زماني كه شما شمع را فوت مي كنيد، انقدر داغ است كه موم شمع را تبخير كند، اما به اندازه كافي داغ نيست كه دوباره آن را محترق كند. اگر شما فتيله شمع معمولي را درست پس از خاموش شدن بدميد، ممكن است بتوانيد آن را قرمز كنيد، اما شمع روشن نميشود.
از طرفي شمع جادويي، در فتيله خود يك ماده اضافي دارد كه اين امكان را فراهم مي كند كه احتراق در دماي نسبتا پايين تري در فتيله رخ دهد. در واقع فتيله، اين ماده اضافي را مي سوزاند و در نتيجه سوختن اين ماده، حرارت لازم براي احتراق بخار پارافين شمع فراهم مي شود: شعلهاي كه شما در شمع ميبينيد.
چه موادي اينكار ميكنند؟ معمولا ذرات ريز فلز منيزيم. دماي لازم براي احتراق منيزم نسبتا كم است ( 430 درجه سانتيگراد) . منيزيم خود مي سوزد و شرايط لازم براي احتراق بخار پارافين را فراهم مي آورد. در واقع ذرات جرقه مانندي كه شما در شمع هاي جادويي ميبينيد، ذرات محترق شده منيزيم هستند. " جادو" زماني اتفاق مي افتد كه يكي از اين جرقه ها، بخار پارافين را محترق مي كند و شمع خود به خود روشن ميشود. بقيه منيزيم موجود در فتيله، نميسوزد چرا كه پارافين مايع، آنها را از اكسيژن دور نگهمي دارد و در ضمن آن را سرد نگهميدارد.
بازي رنگها در آتش
اگر شما هم بخاري ديواري داريد، شايد اين تجربه را داشته باشيد كه صفحات مجله هاي قديمي را باعكس هاي رنگين در آتش بسوزانيد به اميد اينكه شعله هاي آتش را به رنگهاي گوناگون ببينيد. آيا مي دانيد كه هر ماده شيميايي چه رنگي را در آتش بوجود ميآورد؟ بگذاريد نگاهي دقيقتر به اين موضوع بياندازيم:
رنگ دهندههاي شعله: وقتي مراسم آتشبازي را از دور يا نزديك تماشا ميكنيد، حتما در دل زيبايي آن را تحسين نموده ايد. براي ايجاد چنين رنگها و طرحهايي، نياز به درك هنري و تركيب آن با علوم طبيعي داريم. براي توليد رنگ در آتش، دو مكانيسم اصلي وجود دارد: التهاب_ Incandescence و درخشش _ Luminescence.
پديده التهاب: در اين پديده، توليد نور با كمك حرارت صورت مي پذيرد. گرما باعث مي شود كه ماده ابتدا داغ و نوراني شود و سپس نورهاي مادون قرمز، قرمز، نارنجي، زرد وسفيد ( به ترتيب با افزايش دما) ايجاد مي شوند.با كنترل دما، مي توان رنگ مناسب را در زمان دلخواه به دست آورد.از فلزاتي نظير آلومينيم، منيزيم و تيتانيم كه خيلي درخشان و روشن مي سوزند براي بالا بردن دما ميتوان استفاده كرد.
پديده درخشش: اين فرايند، توليد نور با استفاده از منابع انرژي غير از حرارت است. گاهي اين پديده را " نور سرد" ميگويند زيرا در دماي اتاق و حتي سردتر از آنهم مي تواند رخ دهد. براي توليد پديده درخشش، انرژي جذب شده توسط الكترون يك اتم يا ملكول، سبب تهييج و ناپايداري آن ميشود. وقتي الكترون به يك حالت انرژي پايين تر برميگردد، انرژي آزاد شده به صورت يك فوتون آزاد ميشود. انرژي اين فوتون از روي طول موج يا رنگ حاصله مشخص ميشود.
گاهي نمكهايي كه براي توليد رنگ مورد نظر لازمند، ناپايدار مي باشند. مثلا باريم كلرايد( رنگ سبز) در دماي اتاق ناپايدار است. بنابراين باريم را با يك ماده پايدار، تركيب مي كنند ( ماده اي كه بتواند كلر ازاد كند، نظير لاستيك كلره شده). به اين ترتيب، كلر آزاد شده در اثر حرارت ناشي از سوختن تركيبات پيروتكنيك، باريم كلرايد آزاد مي كند و به اين ترتيب رنگ سبز دلخواه ما ايجاد ميشود. كلريد مس ( رنگ آبي ) در عوض در دماهاي بالا ناپايدار است بنابراين دما، نه بايد خيلي بالا و نه خيلي پايين باشد. در واقع كنترل دما براي ايجاد رنگهاي مورد نظر بسيار حائز اهميت است.
نكاتي كه بايد به خاطر بسپاريد:
ü رنگهاي خالص،تركيبات خالص را مي طلبند. حتي مقادير بسيار كم عنصر سديم به صورت ناخالصي، باعث ايجاد رنگ زرد_ نارنجي و پوشاندن ساير رنگها ميشود. اگر ميخواهيد ساير رنگها را تجربه كنيد، از هر ماده ي حاوي سديم پرهيز كنيد.
ü اگر از تركيبات رنگي كه حاوي الكل يا ساير حلالهاي آلي هستند استفاده ميكنيد، به خاطر بسپاريد كه اين مواد قابل اشتعال اند و هنگام كار كردن با آنها بايستي دقت كنيد.
ü مواد رنگي را از دسترس بچهها دور نگه داريد و با دقت از آنها مراقبت كنيد. اگر چه رنگهاي اين مواد، زيبا هستند اما مي توانند اثرات شيميايي زيانباري داشته و حتي در برخي موارد سمي و مهلك باشند. به همين دليل، هرگز فشفشه هايي را كه براي جشنهاي تولد به كار ميروند بر روي كيك و براي تزيين بهكار نبريد.
ü مانند تمام موارد كار با آتش، به ياد داشته باشيد كه هميشه احتمال خطر وجود دارد. حتما دقت كنيد.
جدول زير خلاصه اي از رنگهاي شعله و تركيبات شيميايي كه آنها را بوجود ميآورند، نمايش مي دهد:
چگونه رنگهاي پائيزي عمل مي كنند؟
رنگ برگها:
رنگ يك برگ ، نتيجه بر هم كنش رنگدانه هاي مختلفي است كه توسط گياه ايجاد مي شود . مهمترين رنگدانه هايي كه سبب ايجاد رنگ برگها مي شوند. عبارتند از : پورفيرين ها_ Porphyrins، كاروتنوئيدها_ Carotenoids و فلاوونوئيدها_ Flavonoids. رنگي كه ما مي بينيم ، بستگي به مقدار و نوع پيگمانهاي موجود در برگ دارد. بر هم كنش هاي شيميايي در گياه ، بويژه به خاطر تغييرات اسيديته (PH) ، در رنگ برگها مؤثرند .
|
گونه رنگدانه |
نوع تركيب |
رنگ |
|
پورفيرين |
كلروفيل |
سبز |
|
كاروتنوئيد |
كاروتن و ليكوپن |
زرد ، نارنجي ، قرمز زرد |
|
فلاوونوئيد |
فلاوون ـ فلاوونول ـ آنتوسيانين |
قرمز ، آبي ، ارغواني ،اناري |
شيمي رنگدانه هاي گياهي :
حال بيائيد نگاهي دقيق تر به ساختمان مولكولي و نحوه عمل رنگدانه هاي اصلي گياهي بياندازيم:
پورفيرين ها : همه پورفيرين ها حلقه ساختماني زير را دارند:
پورفيرين اوليه در برگها، رنگدانه سبز و معروف كلروفيل است. اين رنگدانه، بصورت اشكال گوناگون شيميايي وجود دارد ( مثلا كلروفيل نوع a و كلروفيل نوع b)، كه مسئول عمل فتوسنتز و توليد كربو هيدرات در گياه هستند. كلروفيل در نور آفتاب بوجود مي آيد.
وقتي فصل ها تغيير ميكند و ميزان نور خورشيد كاهش مي يابد، كلروفيل كمتر توليد مي شود و برگها كمتر سبز مي مانند. در اين حالت ، كلروفيل به تركيبات ساده تري شكسته مي شود، بنابراين رنگ برگها بتدريج با آهسته شدن يا توقف توليد كلروفيل تغيير مي كند.
كاروتنوئيدها : كاروتنوئيدها، ترپن هايي هستند كه از واحدهاي ايزوپرن درست شده اند.
مثال هايي از كاروتنوئيدهاي موجود در برگهاي شامل ليكوپن(قرمز) زانتوفيل (زرد) است. براي توليد كارتنوئيدها ، نور لازم نيست، بنابراين، اين رنگدانه ها همواره در يك گياه زنده وجود دارند. به علاوه كارتنوئيدها خيلي آهسته تر از كلروفيل، تجزيه مي شوند.
فلاوونوئيدها: شامل واحدهاي دي فينل پروپن هستند.
مثالهايي از آنها فلاون و فلاول است كه هر دو زرد هستند. آنتوسيانين ها، مي توانند طيف وسيعي از قرمز ، آبي و ارغواني را بسته به ph داشته باشند.
آنتوسيانين ها ، نظير سيانيدين ، يك صفحه خورشيدي طبيعي براي گياهان ايجاد مي كنند. زيرا ساختمان مولكولي يك آنتوسيانين شامل يك نوع قند است و توليد اين گونه از رنگدانه ها ، بستگي به توانايي كربوهيدراتها درون گياه دارد. رنگ آنتوسيانين ، با ph تغيير ميكند، بنابراين اسيديته خاك بر رنگ برگ گياهان موثر است. توليد آنتوسيانين ها نيز، نيازمند نور است بنابراين روزهاي آفتابي براي درخشان ترين رنگهاي پائيزي ضروري است .
تغيير رنگهاي پائيزي :
وقتي برگها سبز هستند، به اين دليل است كه مقادير فراواني كلروفيل دارند. كلروفيل ساير رنگدانه ها را در برگ مي پوشاند. به همين ترتيب آنتوسيانين ، پوشاننده كاروتنوئيد است. زماني كه تابستان به پائيز مي رسد، كاهش ميزان نور، سبب مي شود تا توليد كلروفيل كم شود. عليرغم اينكه سرعت تجزيه كلروفيل، ثابت باقي ميماند، رنگ سبز بتدريج در گياه از بين مي رود . در همان زمان ، آنتوسيانين در برگها افزايش مي يابد. برگهايي كه شامل آنتوسيانين هاي اصلي و اوليه هستند قرمز مي شوند. برگهايي كه مقادير كافي از هم آنتوسيانين و كاروتنوئيد هستند، نارنجي مي شوند . برگهايي كه كاروتنوئيد بيشتر و آنتوسيانين كمتر يا صفر دارند، زرد خواهند شد. در غياب انواع اين رنگدانه ها ، عوامل شيميايي ديگر، دست به كار مي شوند. مثلا رنگ قهوه اي برخي برگهاي بلوط، به خاطر وجود تانن است.
كروماتوگرافي كاغذ و برگها:
سر نخ ها
برگ
شيشه كوچك در دار
الكل بي رنگ
كاغذ صافي
آب داغ
ماهي تابه يا قابلمه كوچك
ترجمه: سحرناز تاج بخش
گردآوري از منابع اينترنتي
| مقدمه پالايش نفت با تقطير جزء به جزء نفتخام به گروههاي هيدروكربني شروع شده و خواص محصولات مستقيماً متناسب با نحوه انجام فرآيند تبديل نفت ميباشد. فرآيندها و عمليات پالايش نفت به پنج بخش اصلي تقسيم ميشود : الف) تفكيك (تقطير) ب) فرآيندهاي تبديلي كه اندازه و ساختار ملكولي هيدروكربنها را تغيير ميدهند اين فرآيندها شامل: ب-1) تجزيه (تقسيم) ب-2) همسانسازي(تركيب) ب-3) جايگزيني(نوآرائي) ميباشند. ج) فرآيندهاي عملآوري د) تنظيم و اختلاط فرايند تجزيه كه از زيرشاخههاي فرايندهاي تبديلي محسوب ميشود، شامل هيدروكراكينگ، شكست كاتاليستي و شكست گرمايي ميشود. هيدروکراکينگ هيدروكراكينگ يك فرآيند دو مرحلهاي شامل كراكينگ كاتاليستي و هيدروژناسيون ميباشد كه در طي اين مراحل خوراك ورودي، در حضور هيدروژن به محصولات با ارزش افزودة بيشتر شكسته ميشود. اين فرايند در فشار و دماي بالا و با حضور كاتاليست و هيدروژن انجام ميشود. |
|
شكل 2-8) نمايه واكنش هيدروكراكينگ |
| هيدروكراكينگ براي خوراكهايي مورد استفاده واقع ميشود كه فرايندهاي كراكينگ كاتاليستي يا تبديل كاتاليستي در مورد آنها به سختي انجام ميگيرد مانند نفت خامي كه غني از آروماتيكهاي پليسيكليك بوده يا حاوي غلظتهاي بالاي تركيبات گوگرد و نيتروژن كه مسمومكننده كاتاليستها هستند، مي¬باشد. |
|
شكل 2-8) نمايه واكنش هيدروكراكينگ |
| کاربردهاي فناوري نانو در هيدروکراکينگ در فرايند هيدروكراكينگ از كاتاليستهاي آلومينا، زئوليتها، پلاتين استفاده ميشود و در كاتاليستهاي مربوطه اگر از نانومواد كاتاليستي استفاده شود نتيجه بهتري حاصل ميشود. انواع جديدي از كاتاليستهاي هيدروكراكينگ با استفاده از فلزات فعال پلاتين ، نيكل، موليبدن و كبالت ميتوانند توليد شوند كه در اين زمينه ميتوان به اختراع كاتاليست پلاتين- نيكل- موليبدن روي پايه زئوليتي اشاره كرد.[1] آقاي فوكوياما و همكاران نيز از نانوكاتاليستها براي هيدروکراکينگ نفتهاي سنگين و تصحيح فرايند روش هيدروکراکينگ نفتهاي سنگين استفاده كردهاند.[2] همچنين آقاي ماستون و دين كاتاليستهاي آهن نانوفاز جديدي را براي كاربردهاي هيدروكراكينگ توسعه دادهاند. در اين كاتاليستها پيوند كربن – كربن توسط اكسيدهاي آهن هيدراته نانو كريستالي ، شكسته ميشوند و در طي آزمايشاتي كه همراه با مدل پيشنهادي انجام ميشود، فعاليت و انتخاب كنندگي بالايي از خود نشان ميدهند. |
|
تفاوت اصلي فناوري نانو با فناوريهاي ديگر در مقياس مواد و ساختارهايي است كه در اين فناوري مورد استفاده قرار ميگيرند. البته تنها كوچك بودن اندازه مد نظر نيست؛ بلكه زماني كه اندازه مواد دراين مقياس قرار ميگيرد، خصوصيات ذاتي آنها از جمله رنگ، استحكام، مقاومت خوردگي و ... تغيير مييابد. در حقيقت اگر بخواهيم تفاوت اين فناوري را با فناوريهاي ديگر به صورت قابل ارزيابي بيان نماييم، ميتوانيم وجود "عناصر پايه" را به عنوان يك معيار ذكر كنيم. عناصر پايه در حقيقت همان عناصر نانومقياسي هستند كه خواص آنها در حالت نانومقياس با خواصشان در مقياس بزرگتر فرق ميكند. اولين و مهمترين عنصر پايه، نانوذره است. منظور از نانوذره، همانگونه که از نام آن مشخص است، ذراتي با ابعاد نانومتري در هر سه بعد ميباشد. نانوذرات ميتوانند از مواد مختلفي تشکيل شوند، مانند نانوذرات فلزي، سراميکي، ... .
دومين عنصر پايه، نانوكپسول است. همان طوري كه از اسم آن مشخص است، كپسولهاي هستند كه قطر نانومتري دارند و ميتوان مواد مورد نظر را درون آنها قرار داد و كپسوله كرد. سالهاست كه نانوكپسولها در طبيعت توليد ميشوند؛ مولكولهاي موسوم به فسفوليپيدها كه يك سر آنها آبگريز و سر ديگر آنها آبدوست است، وقتي در محيط آبي قرار ميگيرند، خود به خود كپسولهايي را تشكيل ميدهند كه قسمتهاي آبگريز مولكول در درون آنها واقع ميشود و از تماس با آب محافظت ميشود. حالت برعكس نيز قابل تصور است.
عنصر پايه بعدي نانولوله کربني است. اين عنصر پايه در سال 1991 در شركت NEC كشف شدند و در حقيقت لولههايي از گرافيت ميباشند. اگر صفحات گرافيت را پيچيده و به شكل لوله در بياوريم، به نانولولههاي كربني ميرسيم. اين نانولولهها داراي اشكال و اندازههاي مختلفي هستند و ميتوانند تك ديواره يا چند ديواره باشند. اين لولهها خواص بسيار جالبي دارند که منجر به ايجاد کاربردهاي جالب توجهي از آنها ميشود.
عناصر پايه گوناگون و متنوع ديگري نيز وجود دارند. ليست کامل عناصر پايه فناوري نانو به شکل ساختار درختي در گروه مطالعاتي آيندهانديشي طراحي شده است که ميتوانيد با مراجعه به بخش درختهاي علم، قسمت درخت عناصر پايه آن را مشاهده نماييد. |
از اينكه يه مدت كم كار بودم من رو ببخشيد آخه توي دانشگاه صنعتي اصفهان وقت سر خاروندن نيست!![]()
از همون اول سال تا همين امروز همش امتحان و كوئيز و آزمايشگاه و.........
ديگه وقت وبلاگ نوشتن نبود.توی این وقت آزاد جبران می کنم................................................![]()